ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

238

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دورهء خلافت او براى مردم روزگار شادى شمرده مىشد و گوئى روزگار مردم از غايت خوبى حكم اعياد را داشت . وقتى خبر رفاه و آسايش مردم را مىشنيد انبساط خاطر مىيافت و شاد مىشد . و هنگامى كه رفتار سلطان يا نايب او باعث آزار كسى مىگرديد ، در نكوهش و منع او از آن كار مبالغه مىكرد . خط زيبا و انشاء عالى داشت . درين خصوص هيچ كس به او نمىرسيد . و اين دليل زيادى فضل و وسعت دانش او بود . وقتى از دنيا رفت ، پسرش المسترشد بالله بر او نماز خواند و چهار تكبير [ ( 1 ) ] زد . جنازه او در حجره‌اى كه داشت و هميشه از آن استفاده مىكرد دفن شد . اين اشعار از سروده‌هاى اوست . اذاب حر الهوى فى القلب ما جمدا * لما مدت الى رسم الوداع يدا و كيف اسلك نهج الاصطبار و قد * ارى طرائق فى مهوى الهوى قددا قد اخلف الوعد بدر قد شعفت به * من بعد ما قد وفى دهرى بما وعدا

--> [ ( 1 ) ] - چار تكبير زدن كنايه از نماز جنازه است كه بعد از آن ميت را وداع كنند . ( برهان قاطع ) من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست ( حافظ )